گاما نایف نامه

این سومین بار است که این مطلب را در این هفته می نویسم امیدوارم که مثل دفعات قبل که نه ذخیره و نه منتشر شد نباشد.

دو سالی بود که یکی از بستگان ما صورتش مور مور می شد و هی از این دکتر به آن دکتر می رفت داروی مسکن هم همیشه در نسخه ها جاریست.بالاخره با تاری دید و افتادگی پلک به یک دکتر دیگر مراجعه کردند و بعد از چند بار ام آر آی ساده در طول دو سال ام آر آی با تزریق نشان داد که یک غده کف جمجمه بوجود آمده و درآوردنش هم کار ساده ای نیست.

یک دکتر محترم فقط دستمزد خودش را پانزده میلیون وبقیه ی خرج را به بیمه و... هرکاری دلتان خواست سپرده بود.و اصلاً هم اشاره ای به پنجاه درصد احتمال عدم موفقیت نکرده بود خوب هر کسی حق دارد اعتماد به نفس داشته باشد!

یکی از بستگان ایشان را به یک بیمارستان دولتی و یک پزشک بسیار خوب برای عمل معرفی کرد .ولی با مراجعه به پزشک دیگری به مرکز گامانایف معرفی شدند.

با مراجعه به پزشک مرکز گامانایف و تشخیص قابل درمان بودن با آن روش دوهفته ی بعد نوبت عمل دادند.

 با هماهنگی که یک شنبه انجام دادند روز سه شنبه ی هفته ی پیش ساعت هشت صبح همراه دو تا از فرزندان ایشان به مسئول پذیرش مراجعه کردیم (یک خانم با ادب و حوصله که شمرده شمرده کارها را توضیح می داد.) مدارک را گرفت و پس از تکمیل پرونده به ما داد.یک جفت گوشی هم گرفتیم که باید در گوششان می گذاشتند تا صدای دستگاه ها را نشنوند .

طبقه ی  پایین مدارک و گوشی ها را تحویل دادیم و یک لباس عمل (گان )دادند .

بعد از تعویض لباس منتظر نوبت شدیم. با تزریق آمپول بی حسی یک قاب فلزی به سر بیمار پیچ کردند که دردناک ترین کار گامانایف همین است. این قاب نقش ثابت کننده ی سر زیر دستگاه را دارد که اشعه ی گاما فقط به جاهایی که لازم است بتابد.اما خیلی با خودم فکر کردم یعنی یک راه بهتر برای اتصال قاب به سر وجود ندارد؟

یک ام آر آی جدید گرفتند . و منتظر شدیم تا دکتر از روی آن به قول خودشان نقشه ی عمل را بکشد.نمی دانم چه طوری شد که ما (خدا را شکر )نفر اول شدیم چون قاب روی سر بیمارما خیلی اذیتش می کرد و اگر بیشتر طول می کشید خیلی زجرش می داد. از ساعت یازده تا سیزده عمل ایشان طول کشید . وما تا ساعت سیزده و بیست دقیقه که قاب روی سرشان را باز کرده بودند ایشان را ندیدیم .

بعد از خوردن یک مسکن و کمی استراحت بیمار در اتاق استراحت آنجا ساعت چهارده و سی دقیقه همگی به خانه برگشتیم.

تا چند ساعت جای قاب درد می کرد و کم کم برطرف شد.نتیجه ی قطعی عمل شش ماه بعد معلوم می شود ولی فعلاً حال ایشان بهتر است.

هزینه ی این عمل حدود شش میلیون تومان بود که با بیمه و بیمه ی تکمیلی کمتر از نصف شد.

من که کلی برای خیرینی که این موسسه را تاسیس و پشتیبانی کرده بودند دعا کردم.یعنی این کجا و عمل باز مغز کجا!

این هم لینک   گامانایف

 

/ 9 نظر / 28 بازدید
سمانه

زن عموی عزیز فقط بخش مغز و اعصاب مانده بود که تو خانه باز کنی که دیگه از این به بعد کلینیک کامل شد با بخش های مختلف ان شاءالله خدا به شما سلامتی بده که اگر شما نبودی خانواده همسر گرامی کلا می ماندن ماتل (ماتل همان سرگردان است با لهجه شیرین خودمان)[قلب]

حسام

سلام ؛ امیدوارم در این اوضاع کی بیمار نشه و اونایی که مربض دارن هر چه زودتر شفا پیدا کنن.

ماشا

سلام ستینم... باخم هم هوس تور کردی ئه.. کراس پاویز ئه ور کردی ئه.. عیدت مبارک و ایامت شادمانه... واتوره با چند دو بیتی پاییزی به روز است و منتظر نگاه و نظرت..

زهرا

خدا نکنه کسی گرفتار بیماری بشه تو این دوره و زمونه. ایشالله که عمل موافق آمیز بوده باشه و سلامتی شون رو به دست بیارن [گل]

ریتا

خیره ان شاء ا... خداکنه که نتیجه ی عمل خیلی عالی باشه. با آرزوی سلامتی برای همه ی بیماران [قلب]

الناز

خداكنه حال بىمارتون خوب خوب بشه واى اىن بىمارستان ها و دكترها هم كه همىشه قد خون ادم پول مى گىرن

ننه خورشيد

سلام مژگان جونم خدا نكنه گذر كسي به بيمارستان و عمل و دوا و دكتر برسه آره يه زماني واسه عمل قلب مادرم كه همه زندگيمه كارمون شده بود بيمارستان هاي قلب تهران و استرس و پول و نگراني ولي شكر خدا به خير گذشت انشالله مريض شما هم سلامتيش رو به دست بياره كه هيچي مثل سلامتي نمي شه

سمیه

سلام زن عموی مهربان نمیدانم اگر خانواده شما را نداشت باید چه کار میکرد البته پاویون فرود گاه مهراباد را از قلم انداختید با ارزوی سلامتی برای شما

هلیا

سلام مادر من هم جراحی مغز کردند 2 ماه پیش و غده ای خوش خیم به اندازه ی 5 سانتی متر داشتن که به دلیل جای حساس آن همه ی غده را برنداشتند و نیاز به گامانایف هست.سوالی که داشتم این بود که هزینه ی گامانایف را چه طور محاسبه می کنند ؟(بسته به اندازه ی تومور یا جلسات ) و اینکه تومور فامیل شما چه اندازه بوده و چند جلسه لازم هست؟بسیار ممنون از کمکتون