سیر و عشق و نسرین جون

اولین بار برای نسرین جون از همدان کماج سوغاتی بردم و او گفت فکر نمی کردم همدان همچین چیز خوشمزه ای داشته باشد ! اصلاً نمی دانستم که همدان چه چیزهایی دارد.

ومن درست مثل یک بچه ی دبستانی که  معلمش را دوست دارد و زنگ تفریح ها سیب  و لقمه ی نان و پنیرش را به او می دهد خوردنی های همدان را برایش سوغات آوردم.فهمیدم که او از سیر خیلی خوشش آمده است .

یک روز گفت :می دانی من سیرها را چه کار می کنم ؟

من ساکت نگاهش کردم تا بقیه را بگوید.

هر غذایی که درست می کنم یک حبه سیر توی آن رنده می کنم.بچه هایم گفتند که مامان چه کار می کنی غذایت این قدر خوشمزه شده ؟ من هم دیدم اگر بگویم سیر ریختم می گویند وای فردا سر کار دهنمان بو می دهد و ... گفتم : عشق ، من با عشق این ها را درست کردم.ولی بعدش به آن ها یاد دادم که توی خانه ی خودشان هم این کار را بکنند.

بعد یواشکی سرش را به طرف من آورد و گفت خوب توی آن سیرها عشق بود مگه نه ؟

/ 3 نظر / 23 بازدید
زهرا

من متاسفانه کلا با عطر و طعم سیر مشکل دارم اصلا استفاده نمیکنم ازش. هر چند سعید خیلی دوست داره ولی محروم شده کلا[نیشخند] سیر خیلی خاصیت داره. مخصوصا توی این فصل[لبخند][چشمک]

ترنجی

منم عاشق سيرم مخصوصا ترشي سير با سبزي پلو ماهي آلبالو پلو شويد پلو كلا با هر پلويي اين سير ما ميچسبه چند وقته ترشي سير انداخته بودم اما خودم لب نميزدم بهش فكر ميكردم چندان طعم خوبي نداره تا اينكه از يك حبه در روز شروع كردم اتفاقي كه افتاد اين بود كه يكم درد پاهام بهتر شدن و من كه هميشه توي فصل تابستون هم پاهام يخ ميكردن الان توي زمستون بدون جوراب توي خونه راه ميرم و دماي بدنم متعادل شد فكر كنم همين يك خاصيت سير ب ارزه به بوي بدش كه اونم با يك قاشق عسل يا سيب يا چاي خشك برطرف ميشه

رها

ای جان ... اتفاقا این بار که اومدم کلی سیر از توی راه خریدم... چه سیرهایی خوش عطر و تند.... هوم [خوشمزه]