چند روز پیش یکی اسمم را توی  سایتی نوشت و عکس یک میمون را نشانم داد و گفت این جا می گه حیوان درونت اینه.

خوب خدا را شکر در چهل و شش سالگی فهمیدم حیوان درونم چیست .خیلی هم بد نبود حالا هر وقت خیلی حوصله ام سر برود می توانم برای خودم بخوانم چوپونی آی چوپونی ... 

الان چند سالی است که هرچی فکر می کنم چه هدیه تولدی دوست دارم به هیچ نتیجه ای نمی رسم در حالی که خواسته های اطرافیانم را می دانم.شاید مثل پارسال آرزوی باران بکنم .