دیروز هم برف آمد و بچه ها خانه بودند و هم این که خواهر جان ما از سفر باز آمد .که البته اسمش هم سوسن است و یک عطر خوشبو برایم سوغاتی آورد.جای شما خالی ما با یک کیک از خودمان و خواهرجان پذیرایی نمودیم که در فاصله ی جوش آمدن کتری  و دم کشیدن چای دارچینی وبیدار شدن خواهر از خواب درست شد .

البته ببخشید که حیفم آمد دورش را پاک کنمخوشمزه

امروز هم تعطیل بود و مینا در کمال رضایت به خاطر تعطیلی یک سوال فلسفی برایش پیش آمد که چرا ما را تعطیل می کنند ؟!