باید حتماً مثل دانه های روغنی پوستت کنده شود و زیر دستگاه پرس فشرده شوی یا مثل یک تکه دنبه توی ماهیتابه جلز ولز کنی تا دو قطره روغن بیرون بدهی ؟

آن قدر فشار رویت باشد مثلاً دو روز از بیمارستان تا کلانتری تا پزشکی قانونی تا بهشت زهرا بروی ، یک بطری آب زمزم جلوی رویت بگیری و هی سوره ی ملک را بخوانی که بریزی روی تن خسته ی مادرت ، تا یک لحظه بدن تکه شده از عمل و نمونه برداری پزشکی قانونی اش را ببینی .بعد توی پارکینگ خانم سرایدار را ببینی و وقتی تسلیت می گوید یادت بیفتد که او هم مادر ندارد ،اصلاً از بچگی نداشت، و به جای این که بگویی خدا بچه ات را برایت حفظ کند بگویی خدا بچه هایت را برایت حفظ کند و بعد خنده ات بگیرد و بگویی :

وای امسال تو بچه دار می شوی ! و او هم بچه دار بشود.

حالا نمی شود یک دفعه همین طوری از سر خوشی یک نگاه به آسمان آفتابی بیندازی و بگویی امروز باران می آید و بعد باران ببارد!