من رسماً از "دستهایم "عذرخواهی می کنم.

وقتی یک ساعت پیاده روی کردم و با انگشتان یخ زده و کبود در حالی که کیسه پلاستیک های خریدم از آن ها آویزان شده بودند و دیگر انگشتانم باز نمی شدند، گفتم : چرا این کار را با آن ها کردم ؟ یعنی راه بهتری نبود؟

وقتی لباس ها را با دست شستم و پوست دستم خشک شده بود ، گفتم یعنی راه بهتری نبود؟

وقتی ظرف ها را شستم و ...

من بر دست های خودم بوسه می زنم و از آن ها معذرت می خواهم.