وقتی مینا به خانه برگشت از او پرسیدم :توی مدرسه حباب بازی کردید؟

مینا :نه ! چند تا از بچه هاشلوغ کردند و معلم هم گفت که اجازه نمی دهم حباب درست کنید.

گفتم: عکس ها چی؟

گفت : نه ! اصلاً به آن ها هم کار نداشت.

یکی از بچه ها گفته بود که پدر من نصفه شب تا کجا رفته بود و گلسیرین خریده بود.مینا هم گفته بود بهتر ، می برم خانه خودم با کف بیشتری بازی می کنم.

یعنی من دلم می خواد بازهم از این بروشورها بدهند !