این پست در راستای لطف خانم جرم شناس به بنده جهت اعلام برائت از هرگونه هوش و  انسان دوستی و این چیزهاست ! چه برسد به برنده شدن توی مسابقه که اصلاً در  هیچ کدام از افراد فامیل ما دیده نشده !

بله جانم برایتان بگوید در سال های اول تدریسم یک دانش آموزی داشتم که درست وسط درس بدون قصد آزار و اذیت سوالاتی به ذهنش می رسید و می پرسید و اصلاً نمی توانست خودش را کنترل کند.نتیجه اش این بود که هر جلسه دوسه دقیقه با خودش و همکلاسی هایش نقشه ی نابودی اش را می کشیدیم و جلسه بعد باز هم ...

از روش های ساده مثل پرت شدن از مینی بوس تا از کار انداختن دستگاه های بدن که همان روز درس می دادم یا خوراندن قارچ های سمی اما هیچ وقت نقشه هایمان عملی نشد.

حالا خانم جرم شناس بگو مجرم بودم یا نه ؟