ای که پنجاه رفت و در خوابی

خوب هنوز تا پنجاه وقت دارم یه کمی دیگه می خوابم ! مثل موقعی که زودتر از زنگ ساعت بیدار می شوی و خوشحال بازهم می خوابی.

من از اون شمع ریزهای روی کیک خوشم می آید ولی دوتا اشکال دارند ، یکی این که با وجود پایه هایی که دارند کیک را شمعی می کنند و دیگر این که چهل و سه تا شمع که با هم روشن کنی خودش یک کوره ی ذوب فلز می شود !

به یاد مامان هم هستم که سال ها پیش در همچین وقتی بدون این که درد داشته باشد به بیمارستان شیر و خورشید همدان رفته تا زودتر زایمان کند و به خانه اش در آبادان برگردد!بعضی دردها از زایمان هم بدترند.

یک تشکر مجدد(بعد از یک سال) از تولدانه به خاطر یادآوری تولدها