چند روز پیش باز هم پیاده رو کنده شد و بعد تلفن و اینترنت قطع شد .حالا کابل ما برگردانده شده و بازگشت پیروزمندانه اینترنت .

امروز رفتیم نمایشگاه گل و گیاه کلی حرص خوردم که دوربین را جا گذاشتم.ولی آن قدر شلوغ بود که بیشتربه نمایشگاه آدم شبیه بود.از بچه های یک مهد کودک که باید قطار می ماندند و انداختن دستشان از روی دوش همدیگر مساوی بود با جیغ مربی! تا سالمندان محله ی ... که با یک اتوبوس و یک نوشته آمده بودند که دائماً آن را جلوی خودشان می گرفتند و عکس می انداختند بعدش هم با هم قرار گذاشتند ساعت دوازده جلوی ماشین جمع شوند. بچه های یک دبستان دخترانه هم توی آن ازدحام جمعیت دنبال مربی شان که  آدامس می جوید ،بودند .او هم هرچند قدم می شمردشان و جلویشان را می گرفت و می گفت:صبر کنید آن دو نفر هم بیایند.

الان نمی دانم آن بچه های مهد کودکی و دبستانی در چه حالی هستند.ولی شاید جاهای بهتری برای بازدید آن ها باشد.

نمایشگاه پر از بن سای و کاکتوس بود.گل رز ،آلستومریا هم زیاد بود.بن سای ها را پیش فروش می کردند .روز آخر هم فروش آزاد می شود.