صرفه جویی بسیار خوب و اسراف بسیار بد است  ولی بعضی وقت ها این صرفه جویی ها خیلی مسخره هستند.مثلاً وقتی اجاق گاز روشن است و یک ظرف را از روی آن برمی دارم برای این که دوباره گاز را روشن نکنم مدتی شعله روشن می ماند تا یک کتری چیزی پیدا کنم روی آن شعله ی روشن بگذارم بعد با خودم می گویم یعنی من توی چی صرفه جویی کردم توی جرقه ؟!

یک وقت هایی هم برای این که آخرین قطره های روغن یا یک ماده ی غذایی از بطری اش خارج شوند بسی زحمت و مرارت به خود داده کلی کثیف کاری می کنم کلی وقت صرف تمیز کردنش می کنم بعد می گوییم یعنی اگر آن چند قطره را با ظرفش دور می ریختم اسراف بود یا حالا اسراف شد؟

حالا من نمی دانم چرا یاد تعطیل کردن پنج شنبه های مدارس ابتدایی افتادم و اصلاً چه ربطی به من و این ها دارد ؟