پشت دیوار کمد اتاق خواب ما حمام با توالت فرنگی قرار گرفته ،نقشه ی طبقه ی بالا هم ،همین است. روزهای اول وقتی صدای شرشر آب طبقه ی بالایی می آمد با خودم می گفتم الان است که این آب توی لباس ها و رختخواب بریزد.

بعد طبق معمول گفتم ای وای چرا فکر بد می کنی به آبشار به صدای رودخانه یا جوی آب فکر کن.در حالی که باد کولر اتاق را خنک می کند فکر کن رفتی همدان توی باغ دایی علی روی تخت بزرگ آهنی خوابیدی امشب هم نوبت آبش است ، بعد با مریم دایی سرت را زیر لحاف می کنید و حرف می زنید هر و کر راه می اندازید.صدای شاواجی در می آید اگر ساکت نشوید می روم ...

حالا تقریباً مطمئن شدم که آب توی کمد نمی ریزد ولی نصف شب که صدای شرشر آب می آید نمی توانم جلوی خنده ام را بگیرم .خانه ی قبلی هم که مستاجر بودیم تا مدتها با صدای زنگ در یا حتی تلفن همسایه از جا می پریدیم .سازنده ی هر دو خانه یک نفر است.ظاهر خانه ها  شیک است و هر کس از در وارد می شود خوشش می آید.به هر حال ما خدا را شکر می کنیم که برای مشارکت با این سازنده شریک نشدیم و خانه مان را کس دیگری می سازد.و خدا را شکر ما هم کف هستیم و همسایه ی طبقه ی پایین نداریم.نیشخند