دانش آموز دبیرستان بودم .تلوزیون کارتون بچه های کوه آلپ را نشان می داد.و من آلپ را آند می شنیدم.اصلاً هم فکر نمی کردم که جغرافیای قاره ها را به هم ریختم .یک روز منزل کسی مهمان بودیم که هم دوستشان داشتم و هم با آنها رودربایستی (همون رودرواسی خودمون)داشتم .از غرور جوانان هم که بی خبر نیستید.نمی دانم چطور شد که یک نفر اسم کارتون را پرسید و من با اعتماد به نفس کامل گفتم :بچه های کوه آند .بعدیکی گفت: آلپه ها ! من گفتم : نه آنده .فقط همین کلمات .

بعداً فکر کردم این لوسین و دوستاش که توی اون کوهای سرسبز و پر برف گاو می چرانند چه ربطی به آند دارند؟ الان حدود ربع قرن از آن ماجرا می گذرد هنوز هم که هنوزه وقتی تلوزیون کارتون های تکراری را نشان می دهد یا یک جوری یاد آن کارتون می افتم ، خودم خودم را محاکمه می کنم.بعد به خودم می گویم تو که این همه آدم را می بخشی تو که با آن همه جوان و نوجوان سر و کله زدی و خیلی از کارها را ندیده گرفتی ،چرا خودت را نمی بخشی ؟

خدایا توانایی بخشیدن خودم را به من عطا کن!