مینا می گوید: مامان مگر ما نیمه ی سومی داریم ؟

می گویم : نه !

می گوید :پس چرا بعضی از همکلاسی های من می گویند ما نیمه سومی هستیم ؟

می گویم : ببین نیمه یعنی یک چیزی را به دو قسمت تقسیم کنیم هر قسمت می شود یک نیمه ، قسمت سومی وجود ندارد. یک سال چهار تا فصل دارد . بهار و تابستان نیمه ی اولش و پاییز وزمستان نیمه ی دومش هستند؛ نیمه ی سومش کدام فصل و کدام ماه است ؟

می گوید : من هم به آنها می گویم ولی قبول نمی کنند.

 اول کمی حرص خوردم بعد یاد درک و دریافت بعد از چهل سالگی ام افتادم و گفتم : مینا جان تو از حالا تا آخر عمرت با همچین آدمهایی برخورد خواهی کرد از مدرسه تا سرکار یا هرجای دیگری که فکرش را بکنی که چیزهای خیلی ساده و پیش پا افتاده را نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند بعد از یکی دوبار توضیح دادن اگر باز هم نفهمیدند لبخند بزن و دیگر چیزی نگو حرص هم نخور .