از طرف آنی به یک باز دعوت شدم .

توصیف شش تا از آنهایی که لینکشان کردم .قبل از همه باید خود آنی را وصف کنم .

آنی یک خانم مرتب و حساس و بسیار دلسوز و احتمالاً زیباست.وگرنه برای ربولی نمی پسندیدنش.پسر گلش هم عماد اینجا وبلاگ دارد .کلاً یک خانواده ی وبلاگی را تشکیل می دهند.از وبلاگ خانم ورزش با آنها آشنا شدم.

اگر سر کلاس من بود نماینده کلاسش می کردم ولی فکر کنم از بی انضباطی بچه ها خیلی غصه می خورد.

نسرین بهجتی

یک خانم شاعر بلوچ زیبا با شعرهای عاشقانه ی زیبا.

خوب من همچین شاگردی را دوست دارم ولی درسم را خیلی دوست ندارد و سرکلاس یواشکی شعر می نویسد.

نجمه ربیعی

یک خانم شاغل که تازه ازدواج کرده و هنوز بچه دار نشده .یک روز که خودم دلم گرفته بود وبیشتر مطالب وبلاگ ها هم دلگیر بود توی وبلاگهای به روز شده مطالب خوشحال کننده ای در مورد عروسی و اینا خواندم که دلم را شاد کرد.از آن به بعد با نجمه دوست شدم.

از آن شاگرد درسخوان ها که هیچ مشکلی سر کلاس پیش نمی آورند و خودشان راه خودشان را می روند.

ستوده بانو

یک بانوی مشهدی با دوتا پسر دسته ی گل که یک وبلاگ آشپزی هم دارد.من از سفرنامه هایش خیلی خوشم می آید .آشپزیش هم حرف ندارد.

دانش آموزی که مرتب و منظم و درسخوان است ولی خیلی به فکر ادامه تحصیل نیست.

ترنجی

یک خانم کارمندتقریباً تازه ازدواج کرده که من هم سن مادرش هستم.روزانه هایش را می نویسد و من خیلی آنها را دوست دارم .از آنها بیشتر کامنتهایش برایم مهم هستند.

یک دانش آموز با هوش که باید با پیچ ومهره به صندلی چسباندش تا سر کلاس بماند و به درست گوش کند.دائم هم قصه و ضرب المثل بگی تا حواسش از کلاس به جای دیگر نرود.

ناهید سعادتیان

یک خانم معلم که نمی دانم چه طور با هم آشنا شدیم و بعد فهمیدم همکار لیلا هم هست.مترجم و شاعر و... هم هست.

شاگرد خوب و درسخوانی است ولی گاهی یک حرفهایی سر کلاس می زند که کلاس به هم می ریزد.

دلم می خواست همه را بنویسم ولی قانون بازی شش تا است.

همه ی این دوستان دعوتند که در این بازی شرکت کنند و من را توصیف کنند.