الو : مدرسه ی ... من مادر سپهر محمدخانی هستم ، می خواستم در مورد کلاس های کانون زبان که در مدرسه برگزار می شود صحبت کنم.

: بله بفرمایید با آقای ... صحبت کنید.

...

الو :آقای ... ، منظور معلم زبان کانون چی بوده که گفته یک دفتر تازه بخرید و هرچی مشق تا حالا نوشتید دوباره بنویسید و بیاورید ؟

یعنی می خواسته بچه ها را به زبان علاقه مند کند یا تسلطش را بر کلاس نشان دهد یا...

اگر تنبیه هم باشد با فرض درست بودن این روش باید برای بعضی از بچه ها که مشکل دارند تعیین شود نه همه ی کلاس

من به هیچ وجه اجازه نمی دهم پسرم چنین مشقی را بنویسد .حالا ایشان هر کاری می خواهند بکنند...

:من با ایشان مطرح می کنم.

: من نمی گذارم سپهر این مشق ها رابنویسد.

...

.

.

.

الو : مادرجون سلام ، خوبی ؟ ناهار داری ؟بیارم برات؟ چه خبر؟چیزی کم داری بخرم بیارم؟

: ...

.

.

.

الو :مدرسه ی ...سلام  خانم ... خسته نباشید .من مادر مینا محمدخانی هستم.

درمورد مبصرهای کلاس مینا صحبتی داشتم.بیست دقیقه ی دیگر زنگ بزنم ؟ چشم.

الو : سلام خانم ... جان حال شما خوبه ... به این مبصرهای سال بالایی(کلاس چهارم دبستان هم شده سال بالایی) که برای کلاس مینا گذاشتید بگویید برای بچه ها اسم نگذارند.مینا به دندانش حساس است . اسمش را گذاشته بی دندان .اسم یکی دیگر را گذاشته بی دندان .او هم گفته خودتی، بعد مبصر به بچه های کلاس گفته من بی دندانم یا اینا ؟ همه ی بچه ها با هم گفتند :تو!

:چشم مبصر باید الگوی بچه ها باشد حتماً عوضش می کنیم.

فردا می خواهند از طرف مدرسه سپهر و بعضی بچه ها را تا شنبه به یک اردوی تشویقی ببرند و من از حالا دلم شور می زند.