چند وقت پیش توی جلسه ی اولیا به مادر هم کلاسی مینا می گفتم : این کاردستی ها برای مدرسه کاردستی است برای ما خاطره .

برای هر کدام از اینها چه شب ها که بیدار ننشسته ایم و چه کارها که نکرده ایم.

چه خوب می شد اگر کار دستی را سر کلاس یاد می دادند و همانجا هم از بچه ها می خواستند که خودشان درست کنند.

به هر حال این پنج انگشت یا چهار انگشت هستند یک مشت.همانطور که می بینید انگشت وسط یعنی برادر عینکی شده.هرچند که بابا و مادر هم عینکی هستند.