می خواست به دستش پماد سوختگی بزند.خوب باید تا دستش چرب نشده وضویش را بگیرد .ظرفها هم که توی ظرفشویی منتظرند .ای وای اول باید اجاق گاز را تمیز کند .ای بابا کتری روی اجاق خیلی جرم گرفته ، کمی میوه هم شست .اجاق گاز و میز را هم تمیز کرد .ظرفها شسته شد.این اتاق چرا این قدر نامرتب است موقع نماز حواس را پرت می کند اتاق هم مرتب شد.حالا توی این سرما و باران بلبل از کجا آمده روی درخت چنار چه چه می زند؟ای وای! تو که فرصت نداری پماد بزنی، ...می کنی می گذاری دستت بسوزد.