ادامه مطلب


همیشه نمازم را شکسته می خواندم و تو کامل چه در سفر و چه در خانه .

من از بچگی از همان زمان که در بزرگترین خانه مان هم اتاقی نداشتم و هر روز یک کمد دیواری را می دیدم که پر از لوازم سفر من است و حتی خودم هم روز به روز پرترش می کردم. یاد گرفتم که مسافر باشم و تو صاحب خانه .

بالاخره فهمیدم که دائم سفرم و نمازم را کامل خواندم .

از وقتی سایه مان را دیده ام ،حیرانم.

 به من نگو چرا ؟  من نمی دانم نماز سایه ها چند رکعت است.