مینا داشت حرف می زد و من در افکار خودم غرق بودم.مامان اگه گفتی ؟

چی؟

من کدام دوستم را از همه بیشتر دوست دارم ؟

فاطمه؟

نه.از اون بیشتر .

پارمیس؟

نه از اون هم بیشتر.

الهه؟

نه از اون بیشتر.

نمی دانم کدامشان را می گویی؟(می خواستم زودتر این بحث را تمام کرده وبرای کارهای بی پایان روزمره نقشه بکشم.)

مامان خودت از همه ی دوست هایم بهتری و من بیشتر از همه تو را دوست دارم.