از وقتی صبح ها در خانه هستم هر چند وقت یکبار درست در اوج امورات منزل تلفن زنگ می زند .دستم را شسته وبا سرعت به طرف تلفن می دوم .بله ؟

 منزل خانم رزاقی ؟(البته شما با لهجه بخوانید،لهجه ی کجا ؟من اولش فکر می کردم گیلانی است.)

بعد از چند بار گفتم :ببخشید خانم این شماره را اشتباه یادداشت نکردید؟

گفت: نه، ببخشید.

ادامه مطلب


بعد از دو سه بار دیگر گفتم : خانم این دفعه اگر زنگ بزنید باید یک دستور غذای شمالی برایم بگویید.

خندیدوگفت من شمالی نیستم ،کرد هستم.

گفتم : خوب غذای کردی یادم بدهید.

(راستی چرا لهجه ی گیلانی و کردی این همه بهم شبیه است؟)

دفعه ی بعد که زنگ زد قبل از این که بپرسدخانم رزاقی،گفتم زنگ زدید دستور غذا بدهید؟

باحالت طلب کارانه گفت من همیشه به همین شماره زنگ می زنم، چند سال است که به همین شماره زنگ می زنم ،اصلا" خانه ی شما کجاست؟چرا شما تلفن را بر می دارید؟ چرا من باید دستور غذا به شما بدهم؟حالا یک بار شماره اشتباه افتاده.

گوشی را گذاشتم.

امروز حسابی مشغول گردگیری بودم.تلفن زنگ زد.

با لهجه ی کردی بخوانید :لیلا جان

گوشی را کوبیدم.