هفته ی پیش حکم بازنشستگی ام را گرفتم.هورا

برای برگشت به خانه سه روش را می توانستم انتخاب کنم :

ا-ده دقیقه پیاده ،اتوبوس ،مترو،متروی بعدی،اتوبوس یا سواری  وبیست دقیقه پیاده روی

2-بیست دقیقه پیاده روی ،سواری ،سواری بعدی وپنج دقیقه پیاده روی

3-بیست وپنج دقیقه پیاده روی ،اتوبوس ،مترو،سواری وبیست دقیقه پیاده روی

البته می شد شش هزار تومان تقدیم آژانس کرد وراه چهارم را انتخاب کرد.

ومن مثل همیشه چه موقعی که طراح سوال بودم وچه موقعی که می خواستم شانسی تست بزنم ،گزینه ی سه را انتخاب کردم.

 وتوی اتوبوس به یاد سال هشتاد وسه افتادم .وقتی برای بار دوم (از بندرعباس)به تهران منتقل شدم ،هرچه از همکاران(البته فکر نمی کنم کسانی که در اداره کل باشند معلم ها را همکار حساب کنند)خواهش کردم حالا که قرار است من مازاد باشم پس یک منطقه ی نزدیک منزل باشم،رویشان را برگردانده ومی گفتند :مادر رشته های علوم انسانی ...نفر مازاد داریم وشما باید همان جا مازاد بشوید . من: ببخشید زیست شناسی هم جزو علوم انسانی است!

حالا هرچی .اینها را توی راهروی اداره بیان می فرمودند ودور از جان همکاران مارا مثل گله ی ... پشت سر خودشان می کشاندند و حاضر نبودند وقت گرانبهایشان را برای حرف زدن خصوصی با ما تلف کنند.

دیگه می روم ادامه ی مطلب

 


حدود دوهفته فقط می رفتم اداره و دفتر حضور وغیاب را امضا می کردم . تا اینکه مدیر دروس یک هنرستان کار دانش شدم.که هیچ مزایایی نداشت ،هر روز هفته هم باید می رفتم و ارتقای شغلی هم شاملش نمی شد. سال بعدش هم کلا" مدیر دروسها منقرض شدند وچون مدیرمان می خواست من را نگهدارد با سمت معاون آنجا ماندم.بقیه را شاید یک روزی بنویسم.

بله من مسیر سوم را انتخاب کردم چون دو هفته ی اول ورودم به آن منطقه برای امضا زدن  از این مسیر رفت وآمد می کردم.

با اتوبوس از کنار بیمارستان لقمان می گذشتم . قبلا" بیمارستان لقمان برایم معنی نداشت ولی وقتی مادرها گواهی  دل درد وسرماخوردگی می آوردند ویواشکی می گفتند دخترشان دو روز غیبتش را آنجا بستری بوده،یاد منصوره می افتادم و آن لوله ای که از گلویش توی معده فرستاده بودند و دائم آب سفیدی توی کیسه زباله ی سیاه سطل آشغال کنار تختش خالی میشد پس کی تمام می شد پنجاه تا قرص استامینوفن کدئین ویک بسته داروی اعصاب مادرش.چه چشمهای زیبایی ،واقعا" حیف بود که ...  حالا خیلی چیزها برایم معنی دارند که قبلا"بی معنی بودند.

پی نوشت:منصوره خوب شد.