امروز سر جلسه ی اولیا مشاور مدرسه مینا می گفت چرا این همه امکانات در اختیار دخترهایتان می گذارید؟ چرا هر چه می خواهند برایشان تهیه می کنید؟

این همه توقع که ما از اینها داریم.این همه رقابت و فشار ...به جای آن دویدن ها در کوچه و لی لی بازی کردن ها من به دختر کلاس اولی ام چه چیزی دادم؟ دوتا کتاب گاج دوتا گام به گام  دوتا کتاب زبان! کیفی به آن سنگینی!چهره ای رنگ پریده از ترس این که سرویس نرود.حتما"باید اول یاد بگیرد:ورودی، پردازش،خروجی .نرم افزار صفحه گسترده ...بعد اگر شد یک بار پشت کامپیوتر بنشیند ونقاشی بکشد.امروز مادری را دیدم که از حالا نگران قبولی دخترش در تیزهوشان بود و به من می گفت اگه با هاشون کار نکنیم قبول نمی شوند.من با اون یکی کار کردم قبول شد وهنوز هم باید موقع درس خواندن کنارش باشم.می گفت :کارمندهستم و دیگه دارم داغون می شم.پسر شما هم قبول نمی شود.من هم گفتم به این قیمت نمی خواهم.