مامان دوست داری من بخندم .بله عزیزم .پس بیا من را بگیر .حالا من بدو مینا بدو و صدای خنده ی مینا .مامان یک بار دیگر فقط همین یک بار باشه ؟خوشبختانه سپهر وباباش تشریف نداشتند وگرنه بازی چهار نفره می شد.

عجب همسایه ی نجیبی داریم !بله همین همسایه طبقه پایین .تا حالا چند بار به خاطر سر وصدای توپ بازی و...بچه ها وخودمنیشخندوبابای بچه ها از او عذرخواهی کردم ولی هربار گفته بگذار بچه ها کیف شان را بکنند.فرشتهالبته اگه جلوی بچه ها این حرف را نمی زد به نفع خودشان بود.

کاش برم یواشکی آدرس وبلاگ را از زیر در برایشان بیندازم.