امروز ساعت شش ونیم صبح دوست مینا آمد خانه ی ما که با سرویس مینا بروند مدرسه. خیلی برایم جالب است الان سه سال است که با هم قرار می گذارند به خانه هم بروند وبالاخره امروز برای ربع ساعت توانستندبه آرزویشان برسند .باورم نمی شود دختر به این کوچکی اینقدر با احساس باشد.با وجود اینکه در سه سال اخیر مهد هایشان عوض شد وقرار بود فاطمه به مدرسه دیگری برود ولی با دعاهای خود فاطمه در سه مهد مختلف(بدون هماهنگی وبه طور اتفاقی ) وحالا دریک مدرسه با هم افتادند.باورتان می شود گاهی وقتا که من دنبال مینا می رفتم  جلوی کلاس آمادگی فاطمه کفشهای مینا را برایش می آورد؟!خدا کند این دختر ناز و مهربان همیشه روحیه لطیفش را حفظ کند و آسیبی هم نبیند.