بعد از این همه سال باز هم خواب امتحان و انتخاب واحد می دیدم .چند سال اول تدریس تعهد ذبیری داشتم به فکر گرفتن مدرک نبودم.بعدش هم ازدواج و بچه و...نمی دانم چطور شد؟ باهمسرم قرار گذاشتیم به عنوان مسافرت یک روزه هم که شده بریم ومدرکم را بگیریم.گفتم قبل از ماه رمضان برویم ورفتیم.صبح راه افتادیم وظهر رسیدیم.فقط نگهبانی دانشگاه باز بود به علت( صرفه جویی درمصرف برق )تعطیلات تابستانی کل دانشگاه تعطیل بود.

نمی شدمن باید کار نیمه تمامم را تمام می کردم.دوباره همسر وفرزندان رادر قالب یک کاروان سیاحتی علمی راه انداختم.راستی کلی امضا ومدرک و کاغذ و... باخودم برداشتم. صبح زودتر راه افتادیم.ساعت یازده رسیدیم.موقع تصویه حساب باصندوق رفاه... بود .ای بابا من وقتی ماهی چهارده هزار تومان حقوق داشتم بیست وچند هزار تومان بدهی را از حقوقم کم کردند اینهم فیش حقوق ام(خدابیامرز پدرم همه ی فیش هایش رانگه می داشت به من هم ارث رسید)     خانم باید بروید تهران به صندوق ... مراجعه کنید .

عجب بارانی ! بدوبدو رفتم بانک بیست وچند هزار تومان را ریختم به حساب صندوق ...وخلاصه بقیه مراحل .ولی دیگر خواب دانشگاه را ندیدم.به شما توصیه می کنم همه ی  فیش های حقوق تان را نگه دارید.