چند وقت پیشرفته رفته بودم میوه فروشی یک پسر بچه را دیدم که دوهزار تومان پول دستش گرفته و میوه ها را بررسی می کند بعد از کلی تفکر و تامل یک انار برداشت و پیش ترازو آمد انارش را وزن کرد و پولش را داد .گفتم :انار خیلی دوست داری ؟ گفت بله.

بعد میوه فروش گفت نه این هر روز کارش است از مادرش پول می گیرد و به جای هله هوله یک میوه انتخاب می کند و می خورد.

یاد مادرم افتادم که می گفت توی مدرسه شان زنگ تفریح سیب و به و انار می فروختند. و از این خوراکی های امروزی خبری نبود.

 ولی حالا با این همه هله هوله بیای میوه بخری خیلی عالیه!